السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

117

تفسير الميزان ( فارسي )

زندگى ، و حوادث ديگر آسمانى و زمينى ، آن را مستند بعلتى كرده است ، هر چند كه در آخر به منظور اثبات توحيد ، همه را مستند به خدا دانسته . پس قرآن عزيز به صحت قانون عليت عمومى حكم كرده ، به اين معنا كه قبول كرده وقتى سببى از اسباب پيدا شود ، و شرائط ديگر هم با آن سبب هماهنگى كند ، و مانعى هم جلو تاثير آن سبب را نگيرد ، مسبب آن سبب وجود خواهد يافت ، البته باذن خدا وجود مىيابد ، و چون مسببى را ديديم كه وجود يافته ، كشف مىشود كه لا بد قبلا سببش وجود يافته بوده . 2 - قرآن حوادث خارق عادت را مىپذيرد قرآن كريم در عين اينكه ديديم كه قانون عليت را قبول دارد ، از داستانها و حوادثى خبر ميدهد كه با جريان عادى و معمولى و جارى در نظام علت و معلول سازگار نبوده ، و جز با عواملى غير طبيعى و خارق العاده صورت نمىگيرد ، و اين حوادث همان آيتها و معجزاتى است كه به عده‌اى از انبياء كرام ، چون نوح ، و هود ، و صالح ، و ابراهيم ، و لوط ، و داود ، و سليمان ، و موسى ، و عيسى ، و محمد ، ص نسبت داده است . حال بايد دانست كه اين گونه امور خارق العاده هر چند كه عادت ، آن را انكار نموده ، و بعيدش مىشمارد ، الا اينكه فى نفسه امور محال نيستند ، و چنان نيست كه عقل آن را محال بداند ، و از قبيل اجتماع دو نقيض ، و ارتفاع آن دو نبوده ، مانند اين نيست كه بگوئيم : ممكن است چيزى از خود آن چيز سلب شود ، مثلا گردو گردو نباشد ، و يا بگوئيم : يكى نصف دو تا نيست ، و امثال اين گونه امورى كه بالذات و فى نفسه محالند ، و خوارق عادات از اين قبيل نيستند . و چگونه ميتوان آن را از قبيل محالات دانست ؟ با اينكه مليونها انسان عاقل كه پيرو دين بودند ، در اعصار قديم ، معجزات را پذيرفته ، و بدون هيچ انكارى با آغوش باز و با جان و دل قبولش كرده‌اند ، اگر معجزه از قبيل مثالهاى بالا بود ، عقل هيچ عاقلى آن را نمىپذيرفت ، و با آن به نبوت كسى ، و هيچ مسئله اى ديگر استدلال نمىكرد ، و اصلا احدى يافت نميشد كه آن را به كسى نسبت دهد . علاوه بر اينكه اصل اين گونه امور ، يعنى معجزات را عادت طبيعت ، انكار نمىكند ، چون چشم نظام طبيعت از ديدن آن پر است ، و برايش تازگى ندارد ، در هر آن مىبيند كه زنده اى بمرده تبديل مىشود ، و مرده اى زنده ميگردد ، صورتى به صورت ديگر ، حادثه اى بحادثه ديگر تبديل مىشود ، راحتىها جاى خود را به بلا ، و بلاها به راحتى ميدهند .